seashell

it's rainy in my thoughts but i always wanna see the sun

seashell

it's rainy in my thoughts but i always wanna see the sun

just my thoghts

آخرین مطالب

معجزه

من امروز یه فرشته دیدم

یه فرشته زمینی

یه فرشته واقعی

هرچی از خدا میخواد بهش بده

خدایا شکرت


اصلا باورم نمیشه یه نفر لنقدر فرشته باشه

که تا این حد به یه نفر دیگه کمکت کن

خدایا شکرت



بعد نوشت:  فرشته یعنی چه کسی؟

فرشته یعنی یه آشنای دور که میفهمه چشم مادرت خونریزی کرده

بزور می برتش یه بیمارستان تخصصی چشم آشنای خودش

از دکتری که نمیشه ازش وقت گرفت براش وقت می گیره

بالای 4 ساعت ازکار و زندگی خودش می زن با اینکه راحت می تونست بگه به من چه

در یک روز هم ویزیت میشه مادرم هم کار بیمه اش انجام میشه

هم بلافاصله جراحیش می کنن

و من که شب می رسم خونه بهش زنگ می زنم بهم از این معجزه میگه

و به من خبر نداده بود

و من از خوشحالی گریه می کنم

که چقدر نگران چشم های مادرم بودم

و الان حس می کنم شاید بتونم یکم کمتر نگران باشم

دکتر اولش هیچ کاری براش نکرده بود فوق تخصص بود ولی

هیچ کاری نکرده بود و زمان عمل خیلی دور بود و من نگران

فکر میکردم چرا انقدر زمان عمل دوره

و الان یکدفعه ای در یک روز یه جای دیگه یه دکتر دیگه

عملش کرد

خدارو شکر نکنم چی کار کنم

باور کردنی نیست که در یک لحظه هم میشه خوشحال بود هم نگران





بعد نوشت 2: دو روز لوزه سمت راست گلوم یکم ورم کرده

با خودم احتمال سرماخوردگی و آنفولانزا چک میکنم

نه هیچکدوم نیست

نه سر درد نه کمردرد نه آبریزش نه گلو درد

تب هم نمی دونم چون من حتی تب می کنم خودم نمی فهمم

 یکم تغییر اشتها که زیاد اشتها ندارم

ولی عادی بیشتر بخاطر خستگیه پس حساب نیست

بیشترین علامتی که دارم کمبود انرژیه

غذا می خورم ولی انرژی ندارم

اولش فکر می کردم تول یعنی مواد پشت لوزه گیر کرده

ولی وقتی توی آینه چک کردم یه لوزه متورم قرمز دیدم

که دونه های عفونی روش مشخص بود

من کی سرماخوردم خودم نفهمیدم خیلی عجییبه

اصلا حوصله آنتی بیوتیک ندارم

و حاضر نیستم مصرف کنم مخصوصا الان که تازه معدم بهتر شده

باید چندتا داروی گیاهی برای خودم تجویز کنم


بعد نوشت 3:

کارهای شرکت گره خورده مدیر عامل 4شنبه پرواز داره برای قرارداد

نه وکالتنامه حاضره

نه حساب بانکی شرکت

و من نمی دونم چی کار کنم خودم برم دنبال کار

یا به امید این باشم که بقیه میرن دنبال کار

توی کارهای اداری چرا من نتیجه می گیرم

من بهتر از بقیه نیستم باهوش تر هم نیستم اصلا

ولی همه سعیم می کنم نتیجه بگیرم

نمیگم نشد ولش کن

میگم بازم تلاش میکنم خدا بزرگه

مم بطرز احمقانه ای خوشبینم

شاید باید خودم برم دنبال کار


بعد نوشت 4 : با لوزه دردناک چه کنم؟

فقط آب و نمک به ذهنم میرس و لیمو ترش



بعد نوشت 5: من چرا انقدر زیاد بعضی وقتا احتیاج به حرف زدن با یه نفر دارم

چون از فکر زیاد یا نگرانی زیاد به حد سرریز رسیدم

و حرف زدن مقدار زیادی جلوی سرریز شدن میگیر

خیلی سادس

  • seashell ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی