seashell

it's rainy in my thoughts but i always wanna see the sun

seashell

it's rainy in my thoughts but i always wanna see the sun

۷۷. نصیحت


فکر کنم بیش از حد کوچیکترهارو نصیحت میکنم

اینو از کم سن و سال های فامیل می فهمم

میشینم براشون توضیح میدم کجای کارشون اشتباهه

ولی اصلا دوست ندارن بشنون کلافه میشن فرار میکنن

من فقط نمی خوام در آینده درد بکشن

کم کم دارم فکر میکنم شاید نباید نصیحتشون کنم

گیر کردن بین احساس به من ربطی نداره و احساس اگه یکی به خودم کمک میکرد خیلی خوشحال میشدم


پی نوشت: امروز یکی از دوستان کارش گیر چند دست لباس بود

میخواست بره دورهمی با دوستاش و لباس نداشت

چند دست لباس گذاشتم توی یه کیف یه اسنپ گرفتم که براش بفرستم

وای قیافه راننده اسنپ دیدنی بود گفت ببخشید میشه بازش کنین ببینم چیه

گفتم چیه ترسیدین؟! چیزی نیست لباسه

واقعا فکر میکرد ممکن بمب باشه

تا نیم ساعت داشتم میخندیدم

  • seashell ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی