seashell

it's rainy in my thoughts but i always wanna see the sun

seashell

it's rainy in my thoughts but i always wanna see the sun

۹۸.و


در مهمانی امشب نشسته بودیم

با 4 بچه زیر یک سال و همه خوش اخلاق

من الان بشدت جوگیرم و دلم بچه میخواد

گور بابای منطق و عقل


مهمانی یکی ازاطرافیان بود که فامیل من نیستن

هی بهانه اوردم گفتم شرمنده نمی ام

هی زنگ زنگ که بیاین خوشحال میشیم

فکر کردم بی احترامی میشه رفتم

ولی خب تک نشسته بودم بدون هم صبحت

وضعیت موضوع های بحث های مهمونی اینطور می تونم تقسیم بندی کنم:

دسته های 4 یا 5 نفره افراد که باهم حرف میزدن

از سمت راستم دسته اول

آقایی بود معاونت بهداشت کل استان با عده در مورد کارهای جالب وزیر بهداشت حرف میزدن اه میکشیدن

نفرین می کردن عده ای را.به کار بعضی می خندیدن.رشته های انحصاری و مافیایی رو میشمردن

دمو دستگاه دیالیز صددرصد ایرانی دیدم جالب بود

در مورد گرفتن وام یک میلیارد یورویی شنیدم جالب تر بود


دسته دوم در مورد ازدواج پسر سوم خانواده ای حرف میزدم

که با قیمت طلا با فکر فروش کلیه هاشون میخندیدن


دسته سوم: مادران نونهال که در مورد تغذیه جوجه زیر یک سالشون بحث می کردن

و دوز کلسیم و دی مصرفی در این زمان


دسته چهارم:  در مورد آلزایمر و مضرات ان و علت اصلی چرایی بوجود امدن الزایمر

که به این نتیجه رسیدن که تقصیر بچه های این افراد که باعث میشن والدین الزایمر بگیرن!


دسته پنجم: دختر فلانی دیدی چقدر بد لباس پوشیده!


دسته ششم: درصد برف بالای کوها و اب کافی پشت سد و زمین لرزه های امسال


دسته هفتم: فرماندار یه استانی بودن یکی از حضار بهشون گفت فلان روستا اب نداره

با شو اف کامل گفت مگه ممکنه!زنگ زد از یکی امار گرفت و گفت تا یک ماه دیگه حله!!!


این جناب استاندار چند تا استان شهردار بوده دروغ چرا من مثل سگ ازش میترسم

واقعا غیر قابل پیشبینیه


دسته هشتم: مزایای یوگا و اینکه آیا یوگا به شما بال میده یا نه


دسته آخر هم خودم سکوت

نشسته بودم چاییم می خوردم

یا

با بچه ها بازی میکردم


  • seashell ..

نظرات  (۲)

شن های ساحل، تو به با کلاسی من گیر دادی، بعد خودت همچین مهمونی هایی رفتی. :))) عجب. چند چندیم حالا؟
آقا مهمونی با کلاس رو شرمنده کردین شما رسما با این مهمونی تون که. 
من اگه بودم، چون بدم می آد از تنها نشستن، یا می رفتم دسته ی اول رو گوش می دادم یا دسته ی هشتم یوگا این ها رو.


پاسخ:
نه واقعا با کلاس نبود با کلاس مهمونی های عمه بزرگم بود وقتی من دبستان بودم یعنی مهمونی میگرفت در حد بی نظیر
یا باکلاس مهمونی سال پیش شب یلدامون بود یه مشت دکترا جمع شده بودن با 3 تا پرفسور دانشگاه تهران کلا نظم جهان زیر سوال بردن دیشبی ها پیشتر تاجر و بازاری و دلال بودن.
انقدر راجب یوگا حرف میزنن خفه ام کردن تازه بهشون نرسیدم که ..موضوع صحبت مشترک باهاشون ندارم زیاد چون راحت نیستم باهاشون خیلی قضاوتت می کنن
  • 🦉 شباهنگ
  • بچه‌ها عشقن
    کلی انرژی به آدم میدن :)
    پاسخ:
    واقعا بچه ها عالی هستن گلن گل
    منتهی من با بچه لوس زیاد خوب نیستم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی